|
چـه چیـزی نکبـت زنـدگـی را جبـران میـکند جز رویـا...؟
|

آنها هیچ حق و حقوقی ندارند. البته نه همه زنها، سختگیری غیرقابل تصور فقط برای ندیمههاست. ندیمههایی که چیزی به نام آزادی فردی برای آنان تعریف نشده است. مدام تحت نظر هستند، نوشتن و یا خواندن قدغن است، حق مالکیت و یا حرف زدن برای آنها وجود ندارد. حتی در اتاق محل اقامت ندیمهها وسایل تیز یا آینه و یا هر نوع شیشهای جمع شده است تا مبادا کسی به خودکشی فکر کند. هر ندیمه میتوانند روزانه تنها یک بار برای خرید از خانه خارج شوند که در این مدت ندیمه دیگری با اوست. اما همانطور که گفته شد حرف زدن یا گپ و گفت میان ندیمهها هم وجود ندارد، در حقیقت هر کدام از آنها جاسوسی طرف مقابل را میکنند.
در این جامعه، با توجه به یک سری اتفاقات بیشتر افراد عقیم هستند. اما کلمه «عقیم» ممنوع است و با توجه به سختگیریهای موجود میتوان حدس زد که حکومت میگوید فقط «زنها» عقیماند نه مردان. اینجاست که نقش ندیمهها روشن میشود. به طور طبیعی ندیمهها امکان رابطه با هیچ مردی را ندارند مگر فرماندههایی که حکومت تعیین میکند. فرماندههایی که زنان آنها توانایی بچهدار شدن ندارند. نکته جالب این است که هر فرماندهای که ندیمهاش بچهدار شود ترفیع میگیرد اما ندیمه برای یک دوره دیگر خدمت نزد فرمانده دیگری فرستاده میشود. تنها پاداش او این است که به مستعمرات – جایی که پیرزنها، ندیمههایی که سه دوره خدمت کردهاند و بچهدار نشدهاند و همچنین اصلاحناپذیرها به آنجا میروند – فرستاده نمیشود. در میان هر امکاناتی که در اختیار ندیمه در خانه فرمانده قرار میگیرد به خاطر آوردن یک بچه سالم است نه چیز دیگری.
خلاصه بالارو از صفحه kafebook.ir برداشتم. به هیچ عنوان در خودم نمیدیدم که بخوام خلاصه ای از این سریال ارائه بدم.
فقط به تماشا بنشینید، حیرت کنید، لذت ببرید!