چـه چیـزی نکبـت زنـدگـی را جبـران میـکند جز رویـا...؟

اگر توی بخش موضوعات، "زمین" رو جستجو کنید میبینید که قبلا نوشتم. من از نوار بهداشتی های بازاری بصورت حداقلی استفاده میکنم. بجاش از پارچه هایی که برای رو بالشتی بودن استفاده میکردم که بخاطر جذب ناکافی‌شون روزهای اول پریودیم نمیتونستم بیشتر از دو ساعت تحملشون کنم و سریع نم میزدم. درنتیجه کار شست و شو زیاد بود.

تصمیم گرفته بودم از پیج اینستاگرام پَرسا پد، پدپارچه ای آماده بخرم. برآورد قیمت کردم و دیدم اگر خودم دست بکار شم خیلی به صرفه تره. جمعه که مجدد پریود شدم دیگه تحمل نکردم و از پارچه فروشی ، پارچه حوله ای متری ۸۸ تومن خریدم که هم جذب بالایی داره و بخاطر الیاف نخ خیلی راحت شسته میشه. البته مقداری که من خریدم ۵۰ تومن بیشتر نشد. پارچه رو بعد از شست و شو طبق سایزبندی پیج پَرسا، برش زدم و الان شبیه حوله های دستی شدن. وقتی اندازه نوار بهداشتی تا میکنمشون یه پد ۴ لایه ای میشن که خیلی نرم و راحتن و جذب خوبی دارن‌. همین چند ساعت پیش یکیشون رو شستم و بسیار راحت بود. برای روزهای اول پریودیم هم که ممکنه جوابگو نباشه، یک تیکه پلاستیک(مثل پلاستیک پوشک های قدیم) پیدا کردم و جوری ابعادش رو در اوردم که بین لایه های پدپارچه ایم قرار بدم تا ضد آب بشه. 

از نیم متر پارچه ای که خریدم، پنج تا پد پارچه ای پدرمادر دار در اومد. فقط یه کیف کوچولو هم براشون بدوزم تا کثیف نشن تمومه.

فعلا که دارم عشق میکنم از این وضعیت!


برچسب‌ها: پد پارچه ای, نوار بهداشتی پارچه ای, نوار بهداشتی, پریود
+ تاريخ سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۹ساعت 0:17 نويسنده حنـانـه |

دیروز عصر پلاستیک زباله هایی که طی دو هفته جمع شده بود رو توی حیاط بردم. قیچی و یه بطری کوکا هم برداشتم. زباله ها شامل بسته بندی ماکارونی، پلاستیک، بسته بندی نوار بهداشتی، چیپس و دیگر تنقلات بود.

با توجه به آموزش های green.espe توی اینستاگرام شروع به ساخت اولین اکوبریکم کردم.

زیرلب به زمین (مادرمون) میگفتم دارم تلاشم رو میکنم و لطفا اینو از من بپذیر و منو ببخش.

ما در برابر زباله ای که تولید میکنیم مسئولیم. مسئولیت پذیر باشیم.

+ تاريخ پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ساعت 20:2 نويسنده حنـانـه |

ما توی کشور، سیستم بازیافت ضعیفی داریم و زباله های بازیافتی که به مراکز و ماموران مخصوص تحویل میدیم، برخلاف تصورمون، سر از آشغال دونی ها در میارن که همون کوه ها و دشت ها هستند. حتی اگر زباله ای قابل بازیافت باشه بخاطر هزینه ای که داره اینکار رو نمیکنن؛ متاسفانه از درک این مسئله عاجزن که بازیافت نکردنشون باعث هدر رفت سرمایه طبیعی و ملی میشه و در آینده هزینه های بیشتری داره!

به همین خاطر، استفاده نکردن از تمامی وسایل دور ریختنی که بازیافتی یا غیر بازیافتی هستند توی اولویته.

اما گاهی استفاده نکردن از این موارد سخت میشه چون مثلا اگر بخوای ماکارانی درست کنی قطعا بسته پلاستیکیش که غیرقابل بازیافت هست روانه اقیانوسها میشه.

برای جلوگیری از این اتفاق، در کشورهای مدرن دنیا که پذیرای دغدغه های بیشتری هستند؛ با استفاده از اکوبریک به طبیعت و سرمایه کمک می‌کنند. اکوبریک آجر هایی هست که از مواد غیر بازیافتی داخل خونه های ما ساخته میشه و باهاش سازه میسازن! جالبه ن؟ دیگه خبری از زباله نیست چون تبدیل به دیوارهای اطرافمون شدن.

حالا توی ایران ، اِسپه داره این کار رو میکنه. آی دی اینستاگرامشون رو توی عنوان مطلب نوشتم. اِسپه میخواد با اکوبریک های جمع شده از سراسر ایران، در مناطق نیازمند، مدرسه بسازه!

ساخت اکوبریک بسیار آسونه؛ تحویلش به اِسپه آسون تر!

من شروع کردم و با توجه به لیست زباله های مناسب اکوبریک که اِسپه منتشر کرده؛ حواسم هست که خودم و اعضای خانواده زباله های کمتری رو روانه کیسه زباله کنیم و همشون رو یه جا جمع کردم. به مقدار مورد نظر که برسن تبدیلشون میکنم به اکوبریک!

نکته ی مهم اینه که ماسک های یکبار مصرفمون هم جز موارد تشکیل دهنده اکوبریک هستند. میتونید همه رو یکجا جمع کنید و بعد از چند روز تبدیلشون کنید به اکوبریک! اینطوری دیگه طبیعت و حیوانات مبتلا به کرونا نمیشن و همچنین پاکبانهای عزیزمون موقع جمع آوری زباله ها درگیر ماسکهای آلوده نمیشن!

برای زمین؛ برای ساکنانش؛ قدمی همینقدر کوچیک برداریم و اون ساعت دیجیتالی لعنتی رو از حرکت بندازیم!

+ تاريخ شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت 18:29 نويسنده حنـانـه |

ساعت دیجیتالی جدیدی در میدان اتحادیه منهتن رونمایی شده که میگه چقدر زمان باقیست تا یک وضعیت اضطراری جبران ناپذیر وجود انسان و باقی ساکنین زمین رو تغییر بده. چقدر زمان داریم تا برای زمین تغییر کنیم. چقدر زمان داریم تا به زمین کمک کنیم خودش رو احیا کنه.

ساعت دیجیتال 7 سال زمان باقیمانده رو نشون میده. بعد از این هفت سال، زمین از طریق طغیان بیشتر ، آتش سوزی های بیشتر ، بدتر شدن قحطی و آوارگی گسترده انسانی به سمت تخریب، تلاطم و رنج بیشتر خواهد رفت.

اتفاقی که مدتی پیش در آمازون شاهد بودیم، درختانی که باید کربن بیش از حد زمین رو تبدیل به گازهای دیگه میکردن خودشون در حال سوختن و تولید کربن بودن! بزرگترین ریه های زمین سوختن!

اتفاقی که الان داره توی توسکستان میوفته ... داره میسوزه... داره کربن تولید میکنه!

کربن زمین رو داغ میکنه، باعث میشه دمای زمین بالاتر از 1.5 درجه سانتیگراد بشه ( همین الانش هم هست) و اینها نتیجه پدیده گرمایش جهانی زمین هستن.

پدیده گرمایش جهانی زمین، باعث آتش سوزی و خشکسالی میشه.

خشک سالی، قحطی رو در پی داره.

خشک سالی، سیل به همراه داره.

سناریو رو میبینید؟ توی کشورمون آتیش میگیریم، خشکسالی میشه و بعد زلزله و سیل...

این ها بخاطر قانون کارما و مرگ برآمریکا گفتن نیست!!! بخاطر گرمایش زمینه.

از بین بردن گرمایش زمین نیازمند همکاری ارتش و دولت هاست. چه دولتهای اروپایی، چه آمریکا و چه خاور میانه. ولی دولت ها برپایه نظام سرمایه داری بنا شدند و اگر به مسئله زمین رسیدگی کنن از نون خوردن میوفتن! بخاطر همین مارو تبدیل به مصرف گراهای قهار خاور میانه کردن.

مردم کشور های توسعه یافته - کم و بیش - به این بحران اعتقاد پیدا کردند. هرچند سرمایه دار بزرگی مثل ترامپ تمام گفته های دانشمندان رو اراجیف میخونه تا بتونه کت شلوار گرونتری بپوشه؛ اما مردم جهان به یک بیداری رسیدن. ما هم باید بهشون ملحق شیم.

امیدمون از دولتهارو قطع کنیم، انگشت اتهاممون رو به سمت خودمون بگیریم، سبک زندگیمون رو تغییر بدیم...

خودمون، فرزندانمون و تمام ساکنین زمین رو از این بلایی که ساخته دست بشره نجات بدیم.

من دارم التماستون میکنم...

7 سال وقت داریم... فقط 7 سال...


برچسب‌ها: منهتن, گرمایش جهانی, زمین, کربن
+ تاريخ یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹ساعت 15:24 نويسنده حنـانـه |

نواربهداشتی کالایی ضروری توی سبد خرید بانوان هست. استفاده ازش اجتناب ناپذیر شده. اما هیچکس مطلع نیست این پدهای بهداشتی که هرماه خانم هارو همراهی میکنن چه آسیبی به بدن زن و محیط زیست میزنند. میتونید درباره بیماری های رحمی، عفونت و حساسیت هایی که پد بهداشتی برای زنان به وجود میاره گوگل کنید چون این چیزی نیست که بخوام توضیحی درباره اش بدم.

میخوام به جنبه ی محیط زیستی استفاده از پدبهداشتی بپردازم.

پدهای بهداشتی بازیافت نمیشن. بعد از ده هزارسال جذب چرخه محیط زیست نمیشن! شما با کمی کنکاش میتونید نواربهداشتی استفاده شده حضرت حوا رو یه جایی روی این کره زمین پیدا کنید البته که ایشون از نواربهداشتی استفاده نمیکردن!

من بخاطر این که دوستدار محیط زیست هستم و به مادر طبیعت معتقدم؛ هرروز سعی میکنم با سبک زندگیم آسیب کمتری به زمین مقدس زیر پام وارد کنم تا دخترم بتونه توی یه دنیای سبز و زیبا زندگی کنه، نه توی دنیایی که پر از آشغال هاییه که نسل قبل فکر میکردند بعد صد سال جذب خاک میشه!

بعد از این که فهمیدم نواربهداشتی یک سلاح کشتار زمین محسوب میشه و همینطور باعث میشه منم مرگ تدریجی داشته باشم و سرطان رحم بگیرم، کنار گذاشتمش.

نواربهداشتی های پارچه ای و قابل شست و شوی مجدد توی بازار هست و حتی خودمون میتونیم اون هارو بدوزیم. کافیه الگوی دوختش رو از گوگل بخواهیم. من چون تنبلم ندوختم. یک پارچه رو تا میزنم تا به اندازه نوار بهداشتی میشه و استفاده اش میکنم. اینطوری موقع شست و شو هم راحت تره. تا رو باز میکنم و دو ساعت توی آب و تاید میخوابونمش. به راحتی تمیز میشه :) از وقتی از پدبهداشتی پارچه ای استفاده میکنم خارش های پس از پریودیم تموم شدن. عرق سوز نمیشم.احساس نمیکنم یه تیکه پلاستیک مسخره درطول روز آزارم میده چون اصلا چیزی حس نمیکنم. عده ای میگفتن درد و خونریزیشونم کمتر شده و به حالت تعادل رسیدن. درنتیجه اگر به محیط زیست اهمیت نمیدین نگران سلامتی خودتون باشید.

شستن نوار بهداشتی پارچه ای باعث هدررفت آب نمیشه. چون میزان آبی که برای ساخت یک نوار بهداشتی مصرف میشه هزاران برابر بیشتر از مصرف کل آب ما در یک ماهه.

بعضیام مثل خودم روزهای اول خونریزی شدید دارند. من دو روز اول نواربهداشتی مای لیدی استفاده میکنم چون پارچه ای اونقدر نمیتونه ساپورتم کنه. اما روزهای بعد که نیازی نیست هر دوساعت پد رو عوض کنم و خونریزی کمه از پدپارچه ای استفاده میکنم. اینطوری از استفاده بی مورد کلی نواربهداشتی که کامل پر نمیشن جلوگیری میکنم.

اگر سوال و شبهه ای داشتید پاسخ میدم.


برچسب‌ها: پد پارچه ای, نوار بهداشتی, پریود, عادت ماهیانه
+ تاريخ دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹ساعت 10:49 نويسنده حنـانـه |

وقتی از اخلاقیات، قوانین، احترام به زمین و... صحبت می‌کنم، چنان به شوخی گرفته می‌شم که انگار دارم جوک می‌گم.

وقتی می‌گم صبر کن چراغ عابر پیاده سبز شه، وقتی می‌گم پنج متر اون طرف تر خط کشی عابر پیاده‌ست، وقتی صبر می‌کنم تا نوبتم شه؛ میگن بیکار و اسکلی.

وقتی می‌گم آشغال نریزید، پلاستیک استفاده نکنید، مصرف گرایی نکنید؛ مسخره می‌کنن و میگن حالا مگه چی میشه؟! حتی دوستان نزدیک خودم که توقع دارم حرفام رو جدی بگیرن. حتی این دوستایی که با حساسیت کامل انتخابشون کردم و دغدغه مند تر و اهل تفکر بیشتری هستند.

مادرم ازم می‌پرسه چرا نمیای توی جمع؟ چرا از آدما بدت میاد؟ 

چطور می‌تونم آدمایی رو تحمل کنم که بنظرم ذلیل ترینِ مخلوقاتن؟ موجوداتی نادان، فاقد قوه ی تفکر و تحلیل، غیر انعطاف پذیر و کور!

+ تاريخ یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۸ساعت 23:8 نويسنده حنـانـه |

وقتی داشت برام نیم کیلو تخم مرغ برمی‌داشت گوشیم زنگ خورد برای همین نتونستم بهش بگم توی پلاستیک نریزه. وقتی گوشیو قطع کردم شروع کردم به برداشتن تخم مرغ ها از توی پلاستیک و انتقالشون به پلاستیک پیازهایی که خریده بودم.

گفت با خود پلاستیک بردارید.

گفتم نمی‌خوام پلاستیک مصرف شه، همین یکی هم به اجبار دستمه.

شروع کرد به برداشتن باقی تخم مرغ ها و گفت

کاش همه، فرهنگ شمارو داشتن.

نمی‌دونست چقدر این جمله اش روی میزان صلحم با جهان و مردمش تاثیر گذاشت.

به خودم گفتم بالاخره جواب داد! بالاخره یه غریبه ازم تاثیر گرفت. بالاخره یه غریبه منو دید، تلاشم رو دید!

به درک که یکی از نزدیکانم بهم میگه تو سبک زندگی خودت رو داشته باش، نیازی نداریم به ما چیزی یاد بدی، برو کتابتو بخون، برو زباله‌تو تفکیک کن، برو دنیارو نجات بده!

آره، من میرم دنیارو نجات میدم هر چند نتونستم ذره ای روی دنیای خودم و نزدیکان خودم تاثیر بذارم.

+ تاريخ یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۸ساعت 22:58 نويسنده حنـانـه |

سالانه ۱۸۰۰ هکتار مزرعه گندم صرف سبزه عید می‌شوند.

پیمانه های گندم و عدسی که برای سفره هفت سین نابود می‌شوند، می‌توانند به حفظ منابع زمین کمک کنند، گرسنگان را سیر کنند و نشان دهند ما لیاقت آنچه دریافت کرده ایم را داریم.

علت بدبختی و فقر امروز ما، قانون کارما و مرگ بر آمریکا گفتن ها نیست؛ علت تمام بلاهای آسمانی و زمینی که بر سرمان می‌آید ریشه در ناشکری و ناسپاسی ما نسبت به خدا و زمین دارد، ریشه در تمدن، عرف و سنتهای ما ‌دارد.

تلاش کنید از امروز دانه میوه هایی مانند پرتقال را برای سبزه عید جمع آوری کنید. همچنین می‌توانید ایده های خلاقانه موجود در اینترنت را ببینید و سبزه مصنوعی بسازید.


برچسب‌ها: سبزه عید, گندم
+ تاريخ جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۸ساعت 16:19 نويسنده حنـانـه |

دیروز به جهت صله رحم با طبیعت و فرار از این شهر کثیف به ییلاقات طرقبه رفتیم. برنامه تفریحی بود؛ اما به حدی همه جا پر از آشغال بود که بدون امکانات(دستکش و پلاستیک زباله) اقدام به جمع آوری زباله ها کردیم. همه ی آشغال های قابل برداشت با دست غیر مسلح رو روی یک سفره ی رها شده گذاشتیم و بقچه اش کردیم.

نمی‌دونم... نمی‌تونم درک کنم چطور انقدر تربیت نشده اید؟ چطور بساط شادی خودتون رو در طبیعت به پا می‌کنید و بعدش تنها چیزی که باقی می‌گذارید بساط کثیفی و بی فرهنگیه؟ مگر شما از کجا اومدید؟ مگر توی چه منطقه و خانواده ای تربیت شدید؟ (بخدا من مال پایین شهرم!)

زمین داره نابود میشه و شما حتی نمی‌تونید حتی در برابر یک سر نوشابه یا دستمال کاغذی مسئولیت پذیر باشید!

شورت و پوشک بچه جمع کردم! می‌فهمی؟ شورت و پوشک بچه ی تورو! نمی‌تونم لذت ببرم از بودن کنار درخت ها وقتی شما موجودات بی ارزش و بی صفت تا این اندازه به طبیعت توهین می‌کنید!

بس کنید! زمین داره می‌میره! بس کنید!

چند وقت پیش به بچه ها می‌گفتم از لیوان پلاستیکی استفاده نکنید، طبیعت آلوده میشه.

مطهره گفت طبیعت به درک! برای خودمون ضرر داره!

فقط تونستم بهش نگاه کنم و از خدا بخوام بچه ای که قراره تربیت کنه مثل خودش نباشه! 

+ تاريخ سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ساعت 22:18 نويسنده حنـانـه |

حقیقتا دلم میخواست اونایی که جلوی گیشه ی باغ وحش وکیل آباد ایستاده بودن رو انقدر بزنم که از دستم به قفس ها پناه ببرن.

قفل فرمون پیشنهاد شد؛ ولی خب سپردمش به دست دادگستری مشهد.

+ تاريخ سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۸ساعت 22:43 نويسنده حنـانـه |

یکبار رفته بودیم پارک بانوان، یک پسربچه از نهالی آویزون شده بود و محکم می‌کشیدش. بنظرتون اگر قصدش کندنش نبوده پس چی بوده؟ منم تا دیدم سرش داد زدم : محکم تر بکش حتما کنده میشه. وقتی نگاهم کرد گفتم : برو پیش مامانت.  اونم فرار کرد.

یکبار دیگه هم شهادت امام رضا بود و پیاده عازم حرم بودم. همینطور که راه میرفتم به این زوارهای مثلا مسلمون فحش میدادم و به امام رضا میگفتم توروخدا اینارو سوسک کن. از بس لیوان شربت ریخته بودن روی زمین!!! کمی جلوتر، یک زن وشوهر از همون لیوان ها دستشون بود. مرده لیوان رو همراه محتوای داخلش روی باغچه پرت کرد.( دقیقا در فاصله ی یک متری سطل اشغال) داشت برمیگشت تا لیوان زنش رو هم بگیره و به سرنوشت دیگری دچارش کنه که لیوان رو از توی باغچه برداشتم و با کلی چشم غره و حرص انداختمش توی سطل آشغال. این حرکتم رو دید. به تمسخر گفت: چقدر منظم! و پشت سر من اومد تا لیوان زنش رو توی سطل آشغال بندازه. مهم نیست من در جوابش چی بارش کردم. مهم اینه که با وجود خر بودنش، از من پیروی کرد و لیوان رو توی سطل اشغال انداخت.

همین برای من کافی بود.

از این ماجراها زیاد دارم. حقیقتا صبح که پام رو از در میذارم بیرون سر مسائل مختلف با مردم در جنگ هستم. مادرم میگه نباید این کار رو بکنم چون فایده ای نداره. اما فکر میکنم در بلند مدت جواب خواهد داد. به علاوه نمی‌تونم بخاطر این که ممکنه جواب نده، سکوت کنم. مهم نیست برام که جواب بده یا نه، مهم ساکت نبودنمه.

+ تاريخ چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ساعت 15:58 نويسنده حنـانـه |

یکی از اساسی ترین چیزهایی که جز قوانین زندگی شخصیم هست و مدیون تربیت مادرم هستمش، تمیز نگه داشتن محیط هست. یادمه هیچوقت آشغالی رو روی زمین رها نکرد و همیشه به من یاد میداد تا دنبال سطل آشغال بگردم. 

هر وقت خواستید منو به حدی از عصبانیت برسونید که قصد کشتن شمارو داشته باشم؛ می‌تونید جلوی چشمام آشغالاتونو در جایی غیر از سطل زباله بریزید یا سعی کنید به محیط زیست آسیب برسونید. برام مهم نیست اون محیط، طبیعت باشه یا اموال شهری! حداقل چیزی که نصیبتون میشه دعوا و توهین های من به شخص خاطی هست!

همیشه به این دغدغه ام افتخار کردم. همین الان هم دارم با غرور راجبش می‌نویسم. شاید نباید اینطور باشه. شایدم اسمش غرور نیست، جدیت در کاره.

مصرف پلاستیک رو کم کردم و قصد دارم به صفر برسونمش.

قمقمه آب خریدم تا دیگه سمت بطری آب معدنی نرم.

تمام تلاشم رو می‌کنم زباله ها رو تفکیک شده تحویل مسئولش بدم.

از همه مهم تر آسیب به طبیعت رو به صفر رسوندم. جدا از اینکه علاقه ای به آسیب رسانی عمدی نداشتم، حواسم بوده آسیب سهوی هم نرسونم.

همیشه سعی کردم با وجود ترسم، با حیوانات مهربون باشم. نترسونمشون یا بهشون اسیبی نرسونم.

خریدن کتاب رو ممنوع کردم.[مرگ درخت‌ها و خفه شدن زمین، بهای سنگینی در قبال بالابردن اگاهی منه. حاضر نیستم همچین بهایی بپردازم.]

اما هنوز میلیون ها میلیون مسئله و کار ریز وجود داره تا از نابود کردن محیط زیست جلوگیری کنم. خیلی چیزها که به سبب نااگاهی واقعا به ذهنم نمیرسه. مثل استفاده از پد پارچه ای به جای پد بهداشتی در دوره عادت ماهانه؛ که تازه دیروز متوجه شدم چه آسیب های وحشتناکی رو داریم به طبیعت میزنیم.

معتقدم باید به مادر طبیعت احترام گذاشت. چ بهش باور داشته باشیم چه نه، اون وجود داره و هرروز عصبانی تر از بشریت، به دنبال انتقام فرزندانشه.

ما جزئی از طبیعت هستیم و مانند تمام حیوانات و موجودات دیگه، باید خودمون رو جزئی ازش بدونیم، نه اشرف مخلوقات یا انسان هوشمند. [هیچوقت باور نکردم که همچین القابی رو داریم]. 

+ تاريخ چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ساعت 15:32 نويسنده حنـانـه |

نمی فهممتون! واقعا درک نمی کنم چه قشنگی ای داره باغ وحش رفتن؟! چه قشنگی ای داره دیدن اون وضع اسفناک حیوانات روی زمین های صاف که براشون خوب نیست و دور از افتاب توی قفس!؟ (فقط سگ فحش نیست نه؟)

 

وقتی می دونیم حبس چقدر بدمزس؛ وقتی می بینیم اخبار رو راجب افسردگی و آزار حیوانات، بیماری های مختلفشون بخاطر این که توی حیاط وحش نیستن؛ و باز هم میریم با خرید بلیط و بازدید به بقای باغ وحش ها کمک می کنیم.

جدا دور از انسانیته

+ تاريخ سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۶ساعت 21:52 نويسنده حنـانـه |